×

مسابقه کتابخوانی اینجا جای کسی خالی است …

مسابقه کتاب خوانی
اینجا جای کسی خالی است

مشهد، حرم مطهر امام رضا (ع) و یک حادثه غیرقابل باور. باورمان نمی‌شد یک اقدام وحشیانه در حرم مطهر رضوی منجر به شهادت سه روحانی مبارز و مردم‌دار شود. حجت‌الاسلام محمدصادق دارائی پس از انتقال به بیمارستان شهید شدند و اهالی روستای بزد از توابع تربت جام داغدار گشتند.

حجت‌الاسلام دارائی آخرین فرزند خانواده‌ای پرجمعیت بود که پس از دوازده فرزند در روستای نسبتا محروم بزد چشم به جهان گشود. او پس از دوره راهنمایی به مدت پنج سال برای تحصیل علوم دینی به حوزه علمیه صالح آباد در نود کیلومتری زادگاهش رفت. او برای تحصیل علوم دینی به مشهد مهاجرت می‌کند و تا زمان شهادتش در مشهد می‌ماند. سرزدن‌های مدام محمدصادق از والدینش او را به فرزند بزرگ خانواده تبدیل کرده بود و جایگاه خاصی به او بخشیده بود. حتی او توانسته بود برای دو برادر بزرگترش در مشهد شغلی دست و پا کند.

حجت‌الاسلام دارایی توانست در روستای خود که ترکیبی از مردمان شیعه و سنی است، پایگاه اجتماعی مقبولی کسب کند. او همزیستی نیکویی با خانواده اهل سنت همسرش داشت و خانواده همسرش به او به چشم فرزند خود می‌نگریستند. برپایی جشن تولد برای کودکان یتیم و فعالیت‌های جهادی و فرهنگی در مناطق حاشیه‌ای شهر مشهد محمد صادق را به یک محور تبدیل کرده بود. کتاب «اینجا جای کسی خالی است …» زندگی این عالم جوان و مجاهد را تصویر می‌کند و از جای خالی او می‌گوید.

0

مسابقه کتاب خوانی اینجا جای کسی خالی است

زمان مسابقه 5 دقیقه با محدودیت ip می باشد .

1 / 25

محمدصادق و دوستانش شب قبل به کدام مکان در بیرون روستا رفته بودند؟

2 / 25

اولین کسی که سکوت سنگین ابتدای جلسۀ خواستگاری را شکست و صحبت را شروع کرد، چه کسی بود؟

3 / 25

زهرا در ابتدای صحبت با محمدصادق، بیشتر نگران کدام موضوع بود؟

4 / 25

محمدصادق چه ویژگی‌ای را دلیل انتخاب علی برای همکاری ذکر کرد؟

5 / 25

شرط محمدصادق برای اینکه بچه‌ها بتوانند با کامپیوتر بازی کنند، چه بود؟

6 / 25

فاطمه در ابتدا با درخواست ازدواج محمدصادق مخالفت کرد. دلیل او چه بود؟

7 / 25

محمدصادق برای خواندن نوحه به مناسبت کدام روز از محرم برنامه ریخته بود؟

8 / 25

محمدصادق به رضا گفت که به بچه‌های کوچک بگوید چه موضوعی را نقاشی کنند؟

9 / 25

فاطمه در تابستان‌ها همیشه چه میوه‌ای در خانه داشت؟

10 / 25

خانم آقاباقر وقتی پشت تریبون رفت، چه گفت؟

11 / 25

بچه‌ها در پایان هر بند نوحه، چه ذکری را تکرار می‌کردند؟

12 / 25

بچه‌ها برای درست کردن منبر از چه چیزی استفاده کردند؟

13 / 25

واکنش زهرا وقتی پدرش گفت برای صحبت با محمدصادق برود، چه بود؟

14 / 25

بعد از اینکه بچه‌ها درخواست آموزش استخاره قرآنی کردند، محمدصادق چه عکس‌العملی نشان داد؟

15 / 25

وقتی محمدصادق  در حرم مطهر به زمین افتاد، چه کسی زیر بغل او را گرفت؟

16 / 25

علی از کجا با محمدصادق آشنا بود؟

17 / 25

وقتی محمدصادق با لحنی خشک گفت «اگه بخوام برم، نیازی به اجازۀ تو نیست»، زهرا چه پاسخی داد؟

18 / 25

محمدصادق برای بچه‌هایی که به کانون می‌آمدند چه خریده بود؟

19 / 25

محمدصادق به چه کسی خبر داد تا برای گرفتن حلیم اقدام کند؟

20 / 25

محمدصادق برای جلوگیری از سرقت باتری ماشین، چه راهکاری را به مدت چند شب انجام داد؟

21 / 25

محمدصادق درباره نقش پدر چه عقیده‌ای داشت؟

22 / 25

چه کسی پس از تمام شدن نوحه، برای بچه‌ها چای آورد؟

23 / 25

واکنش خانم آقاباقر وقتی محمدصادق ناگهان پشت سرش ظاهر شد چه بود؟

24 / 25

جایزه‌ای که محمدصادق برای بهترین نقاشی در نظر گرفته بود، چه بود؟

25 / 25

آقای اصلانی وقتی از سرعت ماشین آقای پاکدامن ناراضی بود، چه گفت؟

لطفا اطلاعات خواسته شده را وارد نمایید

امتیاز شما

میانگین امتیازها 0%

فیلدهای نمایش داده شده را انتخاب کنید. دیگران پنهان خواهند شد. برای تنظیم مجدد ترتیب، بکشید و رها کنید.
  • تصویر
  • کد محصول
  • امتیاز
  • قیمت
  • موجودی
  • در دسترس بودن
  • افوزدن به سبد خرید
  • توضیحات
  • محتوا
  • عرض
  • ابعاد
  • اطلاعات تکمیلی
برای پنهان کردن نوار مقایسه، بیرون را کلیک کنید
مقایسه