×

مسابقه کتاب خوانی هنایا

مسابقه کتاب هنایا

انگار زمانه می‌داند چه کسانی شهید هستند تا آنها را در کوله بار خود به تجارت جانشان با خدا دعوت کند. در زمانه‌ای که در مشهد نه جنگی بود و نه ناامنی، در امن‌ترین نقطه مشهد و در مقابل چشمان امام رضا (ع) روزگار ستمگر، روحانی مجاهد، محمد اصلانی را از ما گرفت تا مردم حاشیه شهر مشهد و هم‌قدمان شهید حس کنند که «یک نفر کم است»، یک نفر که تاثیرگذار بود و عنوان کتاب، هنایا، از همین موضوع وام گرفته است.

کتاب هنایا نتیجه چهل‌وسه مصاحبه با بیش از بیست نفر از اطرافیان شهید اصلانی است. این اثر در قالب داستان‌هایی کوتاه و با حفظ امانتداری، تلاش داشته تا جامع‌ترین روایتِ موثق از مراحل مختلف زندگی و هنایا بودن و سیره تاثیرگذاری و کادرسازی شهید را به مخاطب علاقه‌مند ارائه دهد.

تولد در روستای سده شهرستان خواف، شهادت دو برادر شهید در عملیات والفجر سه و کربلای پنج، تحصیل علوم دینی، ساخت و تکمیل مسجد صاحب‌الزمان و شروع فعالیت‌های فرهنگی در مسجدِ کوی سیدی مشهد، استخدام در وزارت دفاع، همکاری با کمیته امداد امام خمینی (ره) و مدیریت گروه‌های جهادی و پزشکی در ایام کرونا برش‌هایی از زندگی این عالم مردمی هستند، که در کتاب تصویر شده‌اند.

0

مسابقه کتاب خوانی هنایا

زمان مسابقه 5 دقیقه با محدودیت ip می باشد .

1 / 30

طبق برنامه‌ریزی انجام‌شده، هر یک از سه نفر (محسن، آقا و دایی‌علیرضا) موظف بودند هفته‌ای چند ساعت در دارالایتام حضور یابند؟

2 / 30

فاطمه و خاله زهره فعالیت خود را با چند مدرسه آغاز کردند؟

3 / 30

باباحاجی چه لقبی به زهرا داده بود و چرا؟

4 / 30

آقا برای آشنایی علیرضا با فضای حوزه، ابتدا او را به کجا برد؟

5 / 30

زهرا در حین انجام وظیفه به عنوان خادم حرم، دچار چه حالی شد؟

6 / 30

زهرا در پاسخ به خانمی که دربارۀ آوردن فرزند کوچک به مسجد اظهار تعجب کرد، چه گفت؟

7 / 30

اولین بار محمد(آقا) در چه وضعیتی به در خانۀ زهرا آمد و خود را معرفی کرد؟

8 / 30

محسن اولین بار از چه طریقی از حادثۀ تروریستی حرم مطهر مطلع شد؟

9 / 30

محمد در روز شهادت برای شرکت در چه جلسه‌ای به حرم مطهر می‌رفت؟

10 / 30

محمد از کدام جنبۀ زندگی فرزندانش کاملاً بی‌اطلاع بود؟

11 / 30

در شروع کار دارالایتام، کدام ویژگی مثبت درباره مکان وجود داشت؟

12 / 30

فرزند کوچک زهرا (زینب) چگونه از شیر گرفته شد؟

13 / 30

علیرضا در زمان ازدواج خواهرش «زهرا» با «آقا» چند سال داشت؟

14 / 30

در شب عقد، چه چیزی باعث شد محمد در آینه به زهرا نگاه کند؟

15 / 30

محمد(آقای اصلانی) تحصیلات حوزوی را از چند سالگی و در کجا آغاز کرد؟

16 / 30

در اختتامیه کلاس میوه‌آرایی، دخترها با چه ماده‌ای اشکال مختلفی مانند خرگوش و خروس ساخته بودند؟

17 / 30

ریحانه چه گلایه‌ای به مادرش (زهرا) کرد؟

18 / 30

آقا، فاطمه را به چه کاری تشویق کرد و آن را نیاز جامعه دانست؟

19 / 30

چادری که مامان برای فاطمه دوخته بود، چه ویژگی خاصی داشت؟

20 / 30

ریحانه، دختر کوچک زهرا، در چه موقعیتی متولد شد و پدرش چگونه برای او اذان گفت؟

21 / 30

زهرا و دخترش فاطمه در چه زمینه‌ای هم‌زمان با یکدیگر فعالیت داشتند؟

22 / 30

ثبت‌نام نهایی علیرضا برای ورود به حوزه در کدام شهر انجام شد؟

23 / 30

محسن  برای اطلاع از حال آقا با کدام یک از افراد زیر تماس گرفت؟

24 / 30

در لحظه‌ای که آقا، فاطمه را روی دست‌هایش بلند کرد و با او آکروبات‌بازی می‌کرد، مادرشان چه کار می‌کرد؟

25 / 30

آقای اصلانی هر سال در چه زمانی به روستایشان سفر می‌کرد؟

26 / 30

زهرا برای خانم‌های بسیجی چه برنامه‌ای تدارک دیده بود و محمد با برگزاری آن در کدام روز مخالفت می‌کرد؟

27 / 30

آخرین کلامی که بر لب محمد جاری شد چه بود؟

28 / 30

زهرا چه روشی را برای تربیت دخترانش به کار می‌برد؟

29 / 30

عصرها وقتی پدر به خانه می‌آمد، چه کسانی به استقبال می‌رفتند؟

30 / 30

زهرا برای تسکین دلتنگی ریحانه، کدام خاطره را به او یادآوری کرد؟

لطفا اطلاعات خواسته شده را وارد نمایید

میانگین امتیازها 0%

فیلدهای نمایش داده شده را انتخاب کنید. دیگران پنهان خواهند شد. برای تنظیم مجدد ترتیب، بکشید و رها کنید.
  • تصویر
  • کد محصول
  • امتیاز
  • قیمت
  • موجودی
  • در دسترس بودن
  • افوزدن به سبد خرید
  • توضیحات
  • محتوا
  • عرض
  • ابعاد
  • اطلاعات تکمیلی
برای پنهان کردن نوار مقایسه، بیرون را کلیک کنید
مقایسه